30

آگوست

معرفی اتومبیلهایی که دنیا را تغییر دادند… (قسمت اول)

[ad_1]

هیچ‌چیزی همانند اتومبیل دنیا را تغییر نداده است.


اتومبیل تنها به معنی حمل افراد در فواصل کوتاه و زمان‌های کوتاه نیست. از نظر بسیاری از افراد اتومبیل یک آزادی است. اتومبیل چیزی است که خارج از خانه‌ی شما زندگی کرده و شما را هر زمان و هرجایی که بخواهید می‌برد. در اکثر موارد این اتومبیل می‌تواند کاملاً آرام، راحت، سریع و قابل‌اعتماد باشد. اتومبیل خارق‌العاده‌ترین وسیله‌ای است که انسان تا به امروز ساخته است…

اما در طول سال‌های متمادی اتومبیلهای زیادی تولید و حذف شده‌اند. اکثر آن‌ها در مقایسه با گذشته بهبود داشته‌اند اما تنها تعداد معدودی از اتومبیلها بهتر و البته متفاوت بوده‌اند. اتومبیلها دنیا را تغییر داده‌اند اما همه‌ی آن‌ها این کار را انجام نداده‌اند!

تنها تعدادی از اتومبیلها هستند که این کار را انجام داده‌اند و ما تصمیم گرفته‌ایم در دو قسمت جریان ساز ترین اتومبیلهای تاریخ را خدمت شما عزیزان معرفی کنیم. با ما همراه باشید!

  • رولزرویس سیلورگوست (1907)


چرا این لیست را بجای مرسدس بنز پتنت موتورواگن که به عنوان اولین اتومبیلی تاریخ شناخته می‌شود با رولزرویس آغاز کردیم؟ از نظر ظاهری شما نمی‌توانید دنیا را پیش از آنکه به وجود بیایید تغییر دهید. از طرف دیگر بنز اصلاً برای فواصل طولانی کارایی نداشته زیرا حتی فاقد باک سوخت بوده است.

اما در مقابل سیلورگوست را داریم که اولین اتومبیل با قابلیت اطمینان یک محصول مدرن بوده است. این اتومبیل رسماً به عنوان مدل 40/50hp شناخته می‌شود دارای رنگ نقره‌ای بوده و خب نام آن نیز همین را نشان می‌دهد. سیلورگوست توانست 27 بار از لندن به گلاسکو برود. با طی مسافتی بیشتر از 24 هزار کیلومتر در جاده‌های ناهموار آن زمان، سیلورگوست حتی به مشکل هم برنخورد. از همین‌جا بود که نام رولزرویس به عنوان یکی از فوق‌العاده‌ترین کمپانی‌های تاریخ بر سر زبان‌ها افتاد.


از زمان معرفی اولین اتومبیل تا دسترسی انبوه مردم به آن 22 سال طول کشید. در سال 1908 بود که فورد مدل T معرفی شود. سواری اتومبیل حتی با استانداردهای آن زمان هم عجیب بود اما هدف تولید انبوه در یک خط مونتاژ و با یک رنگ بدنه بود. این اتومبیل در سال 1908 و با قیمت معادل امروزی 20 هزار دلار به فروش رسید. پس از ظهور متدهای جدید تولید قیمت فورد مدل T رفته‌رفته کاهش یافت.

پس از مدتی کوتاه و تا سال 1923 نیمی از همه‌ی اتومبیلهای فروخته شده در آمریکا از نوع مدل T بودند و قیمت زیر 300 دلار داشتند که ارزش امروزی آن حدود 4200 دلار می‌شود. این اتومبیل در 12 کشور و 4 قاره جهان و به تعداد بسیار زیادی ساخته شد و بیش از هر اتومبیلی دیگری جهان را روی چرخ قرار داد.

  • کادیلاک تایپ 53 (1916)


این اتومبیل ارزش یادآوری خاصی را ندارد. پدر این کادیلاک یعنی تایپ 51 بود که از پیشرانه‌ای پیشرو یعنی اولین 8 سیلندر تولید انبوه سود می‌برد و کادیلاک آن را تنها یک سال پیش از بازنشسته کردن تایپ 51 معرفی کرده بود؛ اما تایپ 53 اولین اتومبیلیی بود که ویژگی متمایزی در آن به چشم می‌خورد.

در جایی که اتومبیلهای قبلی از اهرم و هندل استفاده می‌کردند و خودرو شاپ‌ها نیز آرایش عجیبی داشتند، کادیلاک دارای اهرم دنده و ترمزدستی بین صندلی‌های جلو بود و سه خودرو شاپ کلاچ، ترمز و گاز در آن به چشم می‌خورد. میلیون‌ها نفر از این ایده پیروی کردند.


مدت تولید 17 ساله و حدود 300 هزار دستگاهی به‌خودی‌خود باعث می‌شود آستین 7 در لیست ما قرار گیرد اما این بچه آستین به خاطر الگوی جاسازی خود در این لیست قرار گرفته است. این اتومبیل نشان می‌دهد که چگونه با استفاده از متریال کم و ارزان می‌توان چنین محصولی را ساخت. به همین دلیل بود که ب ام و لیسانس تولید اولین محصول خود را از آستین گرفت و نیسان نیز اگرچه این کار را انجام نداد اما از آستین 7 به عنوان نمونه‌ای الگو در زمان ساخت اولین محصولش استفاده کرد.

آن‌ها حتی آستین را در آمریکا نیز فروختند و کمپانی آمریکن آستین مسئول این کار بود. همین اتومبیل باعث شد اولین پروتوتایپ جیپ به وجود آید.

  • لانچیا لامبادا (1922)


شاید با خود فکر کنید که سیستم تعلیق مستقل و ساختار مونوکوک به خلاقیت‌های همین چند دهه پیش مربوط می‌شود اما این‌گونه نیست. اتومبیلی فوق‌العاده‌ی لانچیا لامبادا دارای این دو سیستم در زمانی بود که تقریباً همه‌ی اتومبیلهای دیگر از شاسی نردبانی و فنرهای فولادی و همان تکنولوژی استفاده شده در اسب و درشکه سود می‌بردند. لامبادا همچنین از پیشرانه‌ای V شکل استفاده می‌کرد.

اما منصفانه باید گفت لامبادا دنیا را تغییر نداد ولی کار خود را به خوبی انجام داد.


این مواد نیستند که به‌خودی‌خود باعث جلب‌توجه می‌شوند بلکه رفتن در کوره باعث می‌شود که اجزا با یکدیگر ترکیب شوند و حاصل کار اتومبیلیی فوق‌العاده باشد. شاید ب ام و 328 در نگاه اول یک رودستر مرسوم باشد اما یکی از بهترین اتومبیلهای پیش از جنگ محسوب می‌شود. نصب هوشمندانه سر سیلندر، آئرودینامیکی فوق‌العاده و توجه زیاد به کاهش وزن باعث تولید اتومبیلیی سبک و هیجان‌انگیز شده بود. این اتومبیل اگرچه از پیشرانه‌ای 2 لیتری استفاده می‌کرد اما می‌توانست به سرعت 160 کیلومتر در ساعت دست یابد. ب ام و نیز با ساخت این اتومبیل به شهرتی دست یافت که هنوز که هنوز است همه آن را با لذت رانندگی می‌شناسند.

  • فولکس‌واگن تایپ 1 (1938)


شما این اتومبیل را با نام بیتل می‌شناسید. دستور ساخت تایپ 1 توسط هیتلر داده شد و طراحی آن نیز بر عهده فردیناند پورشه بود؛ اما تایپ 1 با حضور در فیلم‌های هربی به اوج شهرت رسید ولی در اواخر به خاطر سواری کند و ناراحت خود شناخته می‌شد؛ اما بیتل به مثابه فورد مدل T پس از جنگ بود و تا سال 2003 که آخرین سال حضورش در بازار محسوب می‌شد بیش از 21 میلیون دستگاه از آن ساخته شد. اگر استفاده از یک نام واحد در تمام زمان تولید همچون گلف یا کرولا را فاکتور بگیریم، تایپ 1 را می‌توان پرفروش‌ترین اتومبیلی تاریخ دانست.


بسیاری از اتومبیلها در طول حیات خود از سایر محصولات الهام گرفته‌اند و البته هم‌اکنون نام و نشانی هم از آن‌ها باقی نمانده اما داستان مدل B نظامی ویلیز فرق می‌کند. این اتومبیل تنها 4 سال تولید شد اما ماحصل آن دست یافتن جیپ به شهرتی جهانی بود. همچنین پیش از آنکه دیگران کاری بکنند این اتومبیل به یک نماد تبدیل شد. این اتومبیل برای اهداف جنگی و همچنین غیرطبیعی ساخته شده بود و حس آزادی و فراخی داشت.

تنها آمریکا توانست مدل B را بسازد و البته می‌تواند ادعای ایفای نقشی جدی در جهان را با همین اتومبیل داشته باشد.


تنها اتومبیل را در نظر نگیرید بلکه به محتوای آن نیز توجه کنید. بریتانیا در سال 1948 کشوری آشفته بود و دوران پس از جنگ را سپری می‌کرد. جیره‌بندی هنوز هم وجود داشت اما در همین زمان اتومبیلیی از یک کمپانی با نامی جدید معرفی شد. XK120 زیباترین چیزی است که روی چهار چرخ می‌توان دید. این اتومبیل دارای یک پیشرانه کاملاً جدید بود و می‌توانست همانند باد به سرعت 193 کیلومتر در ساعت برسد. این در حالی بود که سایر اتومبیلها به زحمت به نصف همین سرعت می‌رسیدند.

با تمامی این تفاسیر، جگوار XK120 نه یک اتومبیلی مفهومی و نمایشی بود و نه برای ثروتمندان ساخته شده بود بلکه مدلی استاندارد با قیمتی مناسب محسوب می‌شد. قطعاً XK120 لذت‌بخش‌ترین اتومبیلی بریتانیا در آن تاریخ است.


اتومبیلیی کاملاً مفید که از بدنه‌ای آلومینیومی ساخته شده و دارای کمترین انحناها در بدنه است تا هزینه‌های تعمیر آن به شدت پایین باشد. در واقع این فرم نمادین تا حدود 70 سال حفظ شده است.

لندروور اولین آفرودر نیست اما قطعاً یکی از بهترین‌های این رشته بوده و می‌تواند به جاهایی برود که دیگر اتومبیلها در خواب هم نمی‌توانند آنجا را ببینند.

  • مرسدس بنز (300SL (1954


مردم همواره با یکدیگر به خاطر معرفی اولین سوپرکار دنیا بحث‌وجدل می‌کنند اما مرسدس 300SL با درب‌های گالوینگ خود ادعاهای زیادی دراین‌باره دارد. این اتومبیل که سبک و زیبا بوده و بدنه‌ای آئرودینامیک دارد از پیشرانه 3 لیتری 220 اسب بخاری تزریق مستقیم سود می‌برد که چندین دهه جلوتر از زمان خود بود و سقف سرعت 225 کیلومتر در ساعت آن نیز بیشتر به فیلم‌های علمی تخیلی شباهت داشت.

برای دانستن میزان سریع بودن این اتومبیل باید گفت که 300SL در سال 1955 در مسابقات Mille Miglia شرکت کرد و در میان آن همه اتومبیلهای مسابقه‌ای خالص رتبه پنجم را به دست آورد.


آیا DS به‌دردنخور است؟ نامی که به نظر می‌رسد بسیار متکبرانه انتخاب شده و البته با غرور و ناامیدی سیتروئن درهم‌آمیخته است.

اما نه! اشتباه نکنید! DS به‌دردنخور نیست. این اتومبیلی فوق‌العاده دارای سیستم تعلیق هیدروپنوماتیکی است که آن زمان انقلابی در صنعت اتومبیل بود. این اتومبیل به حدی خوب بود که سیتروئن 60 سال بعد از تولد آن اقدام به تأسیس برند لوکس با همین نام کرد. البته زمان به ما ثابت خواهد کرد که آیا برند DS هم می‌تواند به اندازه اتومبیلی DS ساختارشکن و موفق باشد یا خیر.

  • تویوتا تویوپت کراون (1957)


این اتومبیل به خاطر موفقیت در این لیست حاضر نشده بلکه حداقل در آمریکا یک شکست کامل بوده است. تویوپت کراون اولین اتومبیلی ژاپنی بوده که در آمریکا فروخته شده است. این اتومبیل در ژاپن فروش خوبی داشت اما از نظر آمریکایی‌ها اتومبیلیی کند و کوچک و غیرقابل‌اعتماد به شمار می‌رفت به همین دلیل تویوتا با ضرر 1.42 میلیون دلاری تنها چند هزار دستگاه از آن را فروخت و در سال 1960 نیز عرضه را متوقف نمود.

اما اتومبیلهای جمع‌وجوری همچون کراون در آینده بخشی از بازار آمریکا را تشکیل دادند و اتومبیلسازان داخلی این کشور نیز درس‌هایی از تویوتا فرا گرفته و اقدام به ساخت محصولات خاص خود کردند. تویوتا دوباره در سال 1964 به میدان بازگشت و تا سال 1966 دارای 600 نمایندگی در آمریکا بود. اتومبیلی کمری همواره جزو پرفروش‌ترین اتومبیلهای این بازار بوده است.


اگر این مینی بود که راه و روش انقلاب اتومبیلهای کوچک را نشان داد، فیات 500 حد نهایی انقلاب صنعت اتومبیل در پذیرش چنین اتومبیلهایی محسوب می‌شود. شاید 500 اتومبیلی ارزان و کوچک باشد اما پشت آن بهترین مغزهای ایتالیایی حضور داشتند. فرم نمادین این اتومبیل کار دانته جیاکوسا بود و پیشرانه دو سیلندر کوچک آن را نیز مهندس فرمول 1 فراری آئریلیو لامپردی طراحی کرده بود. از نظر سهولت مانور پذیری و پارک در فضاهای بسیار کوچک تا به امروز مشابه فیات 500 را ندیده‌ایم.


ترابانت با وجود آن همه نشان عجیب‌وغریب نشان داد که حمل‌ونقل شخصی در همه‌ی جای دنیا عقاید یکسانی را دنبال می‌کند. این شمع موتوری دارای سقف زشت و بسیار ناراحت بود.

اما عجیب اینکه تعداد 3.7 میلیون دستگاه از آن ساخته شد و ثابت کرد این اتومبیل بی‌شک بخش اعظمی از تاریخ حمل‌ونقل قرن 21 را تشکیل داده است.

  • لوتوس سِوِن (1959)


این اتومبیل به حدی ساده بود که شما می‌توانستید آن را در حیاط خود مونتاژ کنید و البته به حدی سریع بود که از حضور آن در سری مسابقات گوناگون جلوگیری شد زیرا هیچ شانسی را در اختیار رقبا نمی‌گذاشت. این اتومبیل نشان‌دهنده فلسفه مینیمالیستی کالین چپمن است و البته دو کمپانی با آن به شهرت رسیدند. یکی لوتوس و دیگری کاترهام!

  • موریس مینی مینور (1959)


موریس مینی انقلابی از نظر ابعاد و فضاسازی بدنه محسوب می‌شود و بسیار بهتر از هر اتومبیلی دیگری در تاریخ از فضای محدود استفاده کرد. بی‌شک مینی اولین اتومبیلی دیفرانسیل جلو بوده و البته اولین اتومبیلیی است که روش طراحی تمامی اتومبیلهای ارزان‌قیمت را تغییر داد.

  • جگوار ای تایپ (1961)


باید حالات افراد را در ژنو و هنگام رونمایی از این اتومبیل می‌دیدیم! ممکن نیست که اتومبیلیی به این اندازه زیبا باشد. ای تایپ در عین اینکه بسیار زیباست اتومبیلیی بسیار سریع هم هست؛ و البته مهم‌تر اینکه قیمت مناسبی هم داشت. برای افرادی که در دنیای واقعی خریدهای زیادی انجام می‌دهند احتمالاً ای تایپ بهترین پیشرفت هنری دنیای اتومبیلهای اسپورت محسوب می‌شد.


اینکه لوتوس ایلن اتومبیلیی سبک، زیبا و سریع بود تقریباً به‌صورت تصادفی رخ داد. ایلن به حدی هندلینگ خوبی داشت که کمتری اتومبیلیی در تا آن زمان به اندازه ایلن می‌توانست چابک و سریع باشد. موضوع سورپرایز کننده اینکه تا به امروز هم اتومبیلهای زیادی نتوانسته‌اند به ایلن نزدیک شوند.

ادامه دارد…

[ad_2]

متأسفم، نظرات این نوشته بسته است..