28

سپتامبر

برخورد نزدیک با تایتان ژاپنی


وحید امیری: این پروژه جدید تو غرب کانادا منو مجبور کرده که به دنبال یک تراک بگردم، راستشو بخواهید من هم که از خدا خواسته، بالاخره تو امریکای شمالی زندگی کنی، باید یه تراک هم داشته باشی، میگن هر مرد واقعی باید یه تراک داشته باشه!!
از فورد و GMC و Chevy و Dodge خیلی چیزا می‌دونم، ولی حالا با تولد دوباره مدل تایتان، وقتش رسیده یک سری به نیسان بزنم. مدل قبلی تنها چیز باحالی که داشت اسمش بود که هنوز هم سره جاش هست.

نیسان تایتان
منشی شیک‌پوش نیسان (در کمال تعجب) منو به فروشنده میان‌سالی که اتفاقاً بسیار هم خوش‌رو بود راهنمایی میکنه. تا فهمید می‌خوام تایتان جدید رو ببینم، دیدم با کلید اومد، گفت خودرو رو ببر واسه ۳-۴ روز برونش! انتظار این پیشنهاد رو نداشتم، فکر کنم اونم عضو کانال YouTube من شده، میدونه با کی طرفه! شما هم اگر عضو نشدین معطل نکنین!


کلید خودرو خودم رو بهش دادم و با عجله رفتم سراغ پارکینگ، نیسان آبی رنگ غول‌پیکری جلوی پارکینگ درحالی‌که هنوز از شستنش آب ازش می‌چکید منتظرم بود.
یه چرخی دور تراک زدم، پلاتینیوم رزرو بود، یعنی دیگه تهش بود، اصلاً خود خدای تایتان بود! موتور هم که با اجازتون ۴۰۰ اسب و ۸ سیلندر (الآن می‌دونم ۴ تا هستن میان میگن ۳۹۰ اسب…) تورکش هم خیلی زیاد بود (همون ۴۰۰ تا)، رینگ‌های ۲۰ اینچی با تایرهای لاستیک ۲۷۵/۶۰ ارتفاع خودرو طوری برده بالا که اگر قد کوتاه هستی باید نردبون بزاری زیر پات!


در رو که باز کردم، واقعاً جا خوردم. چرم قهوه‌ای صندلی‌ها، با دوخت خاص، دور فرمون که همش چوب بود، لعنتی‌ها حتی دسته دنده که کنار فرمون هست رو هم با چرم دوخته بودنش! کنسول وسط که به اندازه یه چمدون جا داشت و روش هم آرم پلاتینیوم رزرو رو داغ زده بودن. البته این آرم رو همه جا زده بودن که یادتون نره ۶۰ هزار چوب سلفیدین، داشبورد رو که کلاً با چرم جلدش کردن، اونم چه چرمی حال می‌کنی اصلاً دست بهش بکشی. نگاهی به در میندازم با این سیستم موسیقی حرفه‌ای و یک خروار کروم و چرم و چوب، فورد F۱۵۰ LIMITED هم شرمنده میشه پیشش، حتی موکت‌های کف خودرو رو هم با دو رنگ قهوه‌ای و مشکی ساختن.

دکمه استارت رو فشار میدم، غرش موتور هشت سیلندر چیزی هست که همیشه لبخند رو لبتون میاره ولی یهو چشمم میفته به سیستم اینفوتینمنت، منو یاد خودرو‌های سال ۲۰۰۵ میندازه، گرافیک افتضاح هست، رزولوشن هم تعریفی نداره، ولی دوربین ۳۶۰ واسه تراکی که اندازه یک آپارتمان ۱ خوابه هست چیز خوبی هست. از پارکینگ نیسان می‌زنم بیرون اشاره به خودرو شاپ گاز و شتاب بدون وقفه اولین چیزی که حس می‌کنم، چون موتور توربو نیست، هیچ مکثی وجود نداره!


باک بنزین ۱۰۰ لیتر بنزین توشه و من هیچ برنامه‌ای ندارم. اولین خروجی اتوبان ترانس کانادا و همه جاده که ماله خودمه. خودرو‌های جلویی با دیدن گریل تایتان که اندازه دهن یه غول هست و LEDهای عمودی که چهره بسیار تهاجمی به خودرو داده بودن، بی‌اختیار کنار می‌رفتن، مثل همیشه تعویض دستی دنده رو از روی دسته دنده انجام میدم که با توجه به جاش خیلی هم مزخرف نیست، ولی دور موتور ۴۰۰۰ پایین‌تر نباید بیاد. وقتی این هشت سیلندر و سیستم تزریق مستقیم و سیستم مدرن تایمینگ سوپاپ‌ها، اگزوز رو داغ کردن، اونوقت صدای موتور شبیه شلیک یک مسلسل کالیبر ۵۰ میشه، دلم نمیخواد پامو از خودرو شاپ بردارم، دلم می‌خواد تا میشه فشارش بدم. این کوه آبی رنگ با ۲.۲ تن وزن تصمیم نداره دست از شتاب‌گیری برداره، در حالی من هنوز یه دستی دارم رانندگی می‌کنم و چنان رو این چرم لطیف لم دادم که انگار دارم فیلم تماشا می‌کنم. اینو بدونید تنها یه لذت بهتر از روندم موتور ۸ سیلندر بدون توربو هست… اونم روندن یه موتور ۱۲ سیلندر بدون توربو آاه!


هرچی من بیشتر به خودرو شاپ گاز فشار میدم، عقربه بنزین بیشتر پائین میره، حالا دیگه مصرف بنزین شده ۲۲ لیتر، با اینکه پشت خودرو سبک هست ولی اصلاً حس بی‌فرمونی یا ناامنی نداره و روندنش راحت و بدون تصحیح کردن دائمی فرمون هست.

فضای جادار صندلی‌های عقب به همراه صندلی گرم‌کن و پریز برق و USB پورت، فضای راحتی برای صندلی عقب درست کرده، فضای بار، استاندارد با کاور مخصوص میاد و در عقب با ریموت قفل میشه و به‌صورت آروم باز و بسته میشه. LEDهای پشت اتاق و مخصوص قسمت بار، کار در تاریکی رو بسیار راحت کردن، هرچند این هیولای ژاپنی به اندازه رقیباش نمیکشه ولی با ۹۷۰۰ پوند قدرت کشش تقریباً هر چیزی که شما بخواهید رو میکشه مگر تصمیم داشته باشید تانک دنبال خودتون بکشید و به راحتی تا یک تن میتونید بارش بزنید. هرچند باز هم جلوی رقبای امریکای کم میاره!


گیربکس هفت دنده بدون شک نقطه درخشش تایتان نیست! بعضی وقت‌ها یادش میره دنده رو عوض کنه که این موضوع تو کم کردن دنده خیلی آزار دهنده میشه!


سیستم صوتی حرفه‌ای Rockford Fosgate با صدای بسیار خوب و از آریزونا برای مشتری‌های آمریکایی ساخته شده که تداعی‌کننده مرد، تراکش و مزرعه‌اش هست .
در طول ۳ روزی که من با این تراک بودم، عاشق کابین راحت و لوکسش شدم. هرچند که گیربکسش بیشتر مواقع رو اعصابم بود، ولی صدای موتورش حال و هوا رو عوض می‌کرد. مصرف بنزینش وحشتناک بود که رقیباش هم به همین بدی هستن. البته این‌طوری که من روندمش تعجب هم نباید میکردین. سیستم کامپیوتر نیسان به نظر من آشغال‌ترین در این گروه هست و در برابر رقبای آمریکایی هیچ شانسی نداره. دلم می‌خواست با اره مانیتور رو ببرم و در بیارم! طراحی خارجیش بسیار چشم‌گیر بود و همه دوسش داشتن بخصوص که این رنگ آبی بسیار زیبا بود.


ولی من تصمیم گرفتم که به‌جای تراک ژاپنی که برای آمریکایی‌ها ساخته شده، برم سراغ RAM ۱۵۰۰ با همون موتور دوست‌داشتنی HEIMI که تا آخر دنیا میشه باهاش بری و هیچ وقت ناامیدت نمیکنه.
روزی که Titan رو پس می‌دادم برام یقین بود که نیسان خیلی بهتر شده ولی هنوز هیچ کسی مثل همسایه‌های ما در آمریکا بلد نیست، تراک بسازه. همه چیز این Titan خوب بود ولی یه چیزیش بود که نمیدونم چی بود، تو راه برگشت از اسپیکرهای خودرو صدای مارک نافلر میامد که آهنگ What`s matter with you baby رو می‌خوند که دقیقاً سؤالی بود که من از تایتان داشتم.


وقتی تو خودرو خودم برگشتم، حداقل مطمئن بودم که دلم واسه صدای اگزوز تایتان تنگ میشه.

نویسنده:مهندس وحید امیری-کانادا

متأسفم، نظرات این نوشته بسته است..