6

جولای

اتومبیلهای برجسته با طراحی ناخوشایند




می‌خواهیم در مورد اتومبیلهای زشت صحبت کنیم و البته در اینجا، مدل‌های تاریخ‌گذشته‌ای مانند پونتیاک آزتک نیست. موضوع اصلی، دو رویکرد ناسازگار در طراحی اتومبیلست. نسبت‌ها در طراحی اتومبیل نقش مهمی دارند، امّا جزئیات نیز به همین اندازه از نقش حیاتی برخوردارند. در دنیای کنونی، به نظر می‌رسد که مجموعه جزئیات پر زرق و برق در اتومبیلهای مدرن، روز به روز در حال افزایش‌اند. این در حالی است که جزئیات غیرعادی و ناخوشایند نسبت به فرم ناموزون در طراحی اتومبیل، به مراتب قابل‌تحمل‌تر هستند. در ادامه به برخی از اتومبیلهایی می‌پردازیم که یا در زمینه تناسب طراحی بدنه یا در برخی جزئیات، با مشکل روبرو هستند.

ب‌ام‌و X4X6 و مرسدس‌بنز GLE کوپه / GLC کوپه
2015 BMW X6 M and 2016 Mercedes-AMG GLE63 S coupe
هر کسی که ایده «ترکیب یک شاسی‌بلند با یک کوپه چهار درب» را مطرح کرده، احتمالاً‌ نسبت به فرم و قیافه محصول نهایی کاملاً بی‌اعتنا بوده است. البته باید اذعان کرد که این مدل‌ها در برخی کشورهای خاص، از فروش خوبی برخوردارند، امّا در عین حال، اتومبیلهایی نیستند که دو برند آلمانی بخواهند به داشتن آنها افتخار کنند.

همچنین اینکه چرا مرسدس به سراغ کپی‌برداری از ب‌ام‌و رفته و حتی یک گزینه بدقیافه‌تر روانه بازار کرده، موضوعی است که باز هم جای بحث دارد. تمام این طراحی‌های ضعیف به نسبت‌های بدی است که طراحان برای بدنه انتخاب کرده‌اند.

لینکلن کانتیننتال

این اتومبیل می‌توانست یک اتومبیلی بسیار زیبا باشد. تنها کافی است که نگاهی به کانسپت این محصول در سال ۲۰۱۵ داشته باشید؛ نسبت‌های فوق‌العاده و نیمرخی که می‌توانست همه را برای یک سدان سطح بالا از لینکلن هیجان‌زده کند. امّا تمام این هیجان زمانی فروکش کرد که اعلام شد که اتومبیلی تولیدی از ساختار دیفرانسیل جلوی CD4 فورد استفاده خواهد کرد. بر این اساس، یک‌سوم جلوی کانتیننتال، نمای چندان جالبی پیدا نکرده است. چرخ‌ها عقب‌تر از آن چیزی هستند که انتظار می‌رود و یک پیش‌آمدگی ناموزون در جلو ایجاد شده است. شاید اگر فورد می‌توانست «ولوو» را حفظ کند، امکان استفاده از پلتفرم SPA را پیدا می‌کرد؛ پلتفرمی که تقریباً در زیر پوسته تمام محصولات این برند وجود دارد و نسبت‌هایی خارق‌العاده را ایجاد کرده است. برای درک بهتر این موضوع، تنها کافی نگاهی به فرم ولوو S90 داشته باشید. با این وجود، رونمایی از کانسپت شاسی‌بلند اخیر لینکلن، یعنی آویاتور، نشان می‌دهد که این کمپانی همچنان توجه خاص خود را به نسبت ابعاد در طراحی اتومبیل دارد؛ امّا آیا نسخه تولیدی نیز چنین شرایطی خواهد داشت؟

رولز رویس کولینان

کمتر کسی این شانس را دارد که کولینان را از نزدیک ببیند، امّا آنچه از تصاویر و توصیف‌ها برمی‌آید این است که این اتومبیل، یک «موجود عظیم‌الجثه» با ضعف در تناسب ابعاد بدنه است. اگر بخواهیم با دقت بیشتری صحبت کنیم، تنها محصول مدرن رولز رویس که دارای نیمرخی دوست‌داشتنی است، نسخه استاندارد «گوست» است. حتی آخرین مدل فانتوم که قیافه گیراتری نسبت به قبل پیدا کرده، باز هم نمی‌تواند به عنوان یک اتومبیلی زیبا درنظر گرفته شود. مهمترین نکته‌ای که از تصاویر گوست می‌توان برداشت کرد این است که طراحان رولز رویس به‌خوبی توانسته‌اند نمای نچسب چراغ‌های جلو را پنهان کنند. امّا به مدل کولینان که بازگردیم، به نظر می‌رسد که طراحان علاقه زیادی به جنبه‌های مختلف رنج‌روور داشته‌اند و در عین حال، به یک اتومبیلی متظاهر و با ابعاد بزرگتر رسیده‌اند. حتی شیشه بزرگ به کار رفته در ستون سوم، کارآیی چندانی در این زمینه نداشته است. امّا سؤال اینجاست که آیا یک شاسی‌بلند رولز رویس برای ارائه به بازار، لزوماً‌ باید «زیبا» باشد؟

تویوتا  پریوس

موضوع نسبت‌های آخرین نسخه محصول سبز تویوتا نیست، بلکه جزئیات طراحی آن است. شاید خیلی از علاقه‌مندان نظر مثبتی نسبت به این مدل نداشته باشند، امّا تویوتا پریوس یک وسیله نقلیه مناسب برای افراد خاصی است که به دنبال یک رانندگیِ مقرون‌به‌صرفه و پاک در محیط شهری هستند. در هر صورت، اگر قصد خرید یک پریوس را دارید، حتماً به سراغ یک نسخه کارکرده از نسل قبل آن بروید؛ چرا که جزئیات به کار رفته در طراحی نسل جدید، از نمای شلوغ در جلو گرفته تا طرح عجیب و کهنه چراغ‌های عقب، واقعاً‌ چنگی به دل نمی‌زنند. اینکه تویوتا با ارائه این طراحیُ قصد بیان چه موضوعی را داشته، واقعاً جای سؤال است.

هوندا سیویک تایپ R

باید اذعان نمود که رانندگی با هوندا سیویک تایپ R لذت‌بخش است و شاید بهترین «هاچ‌بک داغ» از این نظر در بازار اتومبیلی امریکای شمالی باشد. امّا در عین حال، برخی رانندگان شاید بخواهند در هنگام قرار گرفتن در پشت فرمان این اتومبیل، صورت خود را از دیگران بپوشانند؛ چرا که طراحی آن اصلاً در حدّ و اندازه‌های یک هاچ‌بک ۳۵ هزار دلاری نیست. در واقع، به نظر می‌رسد که این اتومبیل برای کسانی طراحی شده که هنوز موفق به کسب گواهینامه رانندگی نشده‌اند. البته مشکل اصلی در اینجا، بال بزرگ قرار گرفته در عقب نیست. باید نوارهای قرمز را ببینید که در بدنه و چرخ‌ها حک شده‌اند و همین‌طور لوله‌های اگزوز ۳ تایی. ضمن اینکه استفاده از جلوپنجره‌های بزرگ در جلو و عقب اتومبیل، نمی‌تواند توجیه چندانی داشته باشد. تنها شانس هوندا در این مدل، کیفیت رانندگیِ بالا در آن است.

لامبورگینی اوروس

مطمئناً نسبت‌های به کار رفته در طرحی شاسی‌بلند جدید لامبورگینی جالب نیستند، امّا مشکل اصلی در این مدل، جزئیات آن هستند. اینکه اوروس می‌بایست در هر صورت ویژگی‌های یک «لامبورگینی» را داشته باشد، کاملاً قابل‌درک است. به‌علاوه، استفاده از پلتفرم شاسی‌بلند گروه فولکس‌واگن برای اولین مدل شاسی‌بلند کمپانی لامبورگینی در طول عمری نزدیک به ۲۵ سال، کار چندان آسانی نبوده است. امّا اینکه چرا  آنها نتوانسته‌اند یک طراحی کامل و بدون‌نقص برای آن ایجاد کنند، جای پرسش دارد. «نمای جلو» یک طرح شلوغ دارد و الگوی گل‌گیرها به نظر می‌رسد که بیشتر جنبه تمرینی و آزمایشی برای طراحان داشته است. همچنین در داخل کابین، پیچیدگی‌های به کار رفته در طراحی شیفتر و تنظیمات حالت‌های رانندگی، غیرضروری و ناامیدکننده است.

منبع: automobilemag

متأسفم، نظرات این نوشته بسته است..